من دوباره برگشتم
سلام م م م
به همه دوستای گلم
اول: می خواهم ازتون تشکر کنم که با وجود غیبت چند ماهم بازم بهم سر زدید و یادی ازم کردید. ازتون ممنونم و دوستون دارم.
دوم:راستش غیبتم دلیل خاصی نداشت فقط غیبت بود ولی قول می دهم از این به بعد حضورم پرنگ تر باشه.
سوم: حال من و میثم خوبه . به اندازه یه دنیا و زندگی شیرین در حال گذره.
چهارم:دوستون دارم

1390/4/27 (نامه نادر ابراهیمی به همسرش )

مطلبی که در زیر می خوانید بخشی از یکی از نامههای نادر ابراهیمی به همسرش است. توصیه می کنم که همه زوجهای ایرانی این نامه را چندین و چند بار و نه به تنهایی بلکه با هم و در کنار یکدیگر بخوانند. برای تمامی زوجهای کشورم آرزوی سعادت و همراهی همیشگی دارم و این نامه را به همه زوجهای جوانی که امید را دستمایه قرار داده و هدیه ای جز خوشبختی را از زندگی نمی خواهند تقدیم میکنم.
تفاوت !
همسفر
در این راه طولانی
که ما بی خبریم
و چون باد می گذرد،
بگذار خرده اختلاف هایمان، با هم باقی بماند
خواهش می کنم !
مخواه که یکی شویم، مطلقا یکی.
مخواه که هر چه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت، دوست داشته باشم.
و هر چه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد.
مخواه که هر دو، یک آواز را بپسندیم.
یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را
و یک شیوه نگاه کردن را.
مخواه که انتخابمان یکی باشد، سلیقه مان یکی، و رویاهامان یکی.
هم سفر بودن و هم هدف بودن، ابدا به معنی شبیه بودن و شبیه شدن نیست.
و شبیه شدن، دال بر کمال نیست. بلکه دلیل توقف است.
عزیز من !
دو نفر که عاشق اند، و عشق آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است؛
واجب نیست که هر دو صدای کبک، درخت نارون، حجاب برفی قله ی علم کوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند.
اگر چنین حالتی پیش بیاید، باید گفت که یا عاشق زائد است یا معشوق.
و یکی کافیست.
عشق، از خودخواهی ها و خود پرستی ها گذشتن است.
اما، این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.
من از عشق زمینی حرف می زنم، که ارزش آن در "حضور" است،
نه در محو و نابود شدن یکی در دیگری.
عزیز من !
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یکی نیست، بگذار یکی نباشد.
بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه که در عین یکی بودن، یکی نباشیم.
بخواه که همدیگر را کامل کنیم، نه ناپدید.
بگذار صبورانه و مهرمندانه، درباب هر چیز که مورد اختلاف ماست، بحث کنیم.
اما نخواهیم که بحث، ما را به نقطه ی مطلقا واحدی برساند.
بحث، باید ما را به ادراک متقابل برساند، نه فنای متقابل.
اینجا، سخن از رابطه ی عارف با خدای عارف در میان نیست.
سخن از ذره ذره ی واقعیت ها و حقیقت های عینی و جاری زندگیست.
بیا بحث کنیم.
بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم.
بیا کلنجار برویم.
اما سرانجام نخواهیم که غلبه کنیم.
بیا حتی اختلافهای اساسی و اصولی زندگی مان را، در بسیاری زمینه ها، تا آنجا که حس می کنیم دوگانگی، شور و حال و زندگی می بخشد،
نه پژمردگی و افسردگی و مرگ،... حفظ کنیم
من و تو، حق داریم در برابر هم قد علم کنیم.
و حق داریم، بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم، بی آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.
عزیز من !
بیا متفاوت باشیم ...
24/3/90
" روز پدر پیشاپیش مبارک "
تبریک می گم به همه مردانی که طعم شیرین پدر شدن رو چشیدن
تبریک به همه کسانی که این مسئولیت بزرگ رو پذیرفتن
تبریک به همه کسانی که تونستن خودخواهی اشون رو بگذارن کنار
تبریک به همه کسانی که توی این دنیای بزرگ سهمی داشتن ، سهم کمک به یه روح دیگه برای یه فرصت دوباره
پدران عزیز روزتون هزاران بار مبـارک
3/3/90 (تبریک روز زن )
دوستان عزیز
روز مادر و روز زن رو بهتون تبریک می گم

پی نوشت: نمی دونم چرا چند هفته است که برای وبلاگهائی که بلاگفا هستند نمی تونم نظر بگذارم وقتی قسمت نظر رو باز می کنم هر کاری می کنم اون عدده که باید اون پائین بیاد ظاهر نمیشه. کسی میدونه چیکار کنم؟
پی نوشت: پری جون ( جزتو تموم دنیا پر ) خیلی وقته نتونستم برات به دلیلی که بالا نوشتم نظر بگذارم ، ولی عزیزم پست هات رو می خونم و به یادت هستم.
20/2/90 ( امیدهای من)
چند مورد از امیدهای من :
-
به امید روزی که آدمها برای وقتهای تنهائی همدیگه ارزش قائل بشن
-
به امید مکانی که از تنهائیت لذت ببری
-
به امید رابطه هائی که دوستار تقسیم تنهائیت باهاشون باشی
-
به امید تمام صبحهائی که وقتی از خواب بیدار میشی خوشحال باشی که یه صبح دیگه شروع شده
-
به امید لحظه هائی که وقتی میری تو خیابون از دیدن آدمها لذت ببری
-
به امید روزی که وطنت رو خودت انتخاب کنی
-
به امید روزی که همه روزها با امید و آرزو شروع بشه
نظرات ()
